چکیده : گزاره «خدایا، مرسی که هستی» از منظر عرفی تعبیری برای اظهار محبت و اتکای انسان به خداوند است؛ اما از منظر فلسفی، در صورت حمل بر معنای حقیقی، نیازمند بررسی است. با توجه به وجوب ذاتی خداوند و امتناع عدم او، اصل وجود خداوند نه امری ممکن و عطاشده به اوست و نه نعمتی که متعلق شکر قرار گیرد. از سوی دیگر، شکر با نعمت و احسان ارتباط دارد، در حالی که حمد میتواند ناظر به کمالات و صفات الهی باشد. بنابراین، تشکر از خداوند برای اصل وجود او تعبیر دقیقی نیست، هرچند عبارت مذکور در معنای عرفی و عاطفی میتواند قابل فهم باشد. نتیجه آنکه خداوند به سبب کمالاتش شایسته حمد و به سبب نعمتها و افاضاتش شایسته شکر است.
ثبتشده در: فلسفه و منطق
کلمات کلیدی:
خداوند, هستی, واجب الوجود, شکر, حمد
